تبليغاتX
دل تنهـــــــــــای من ...

دل تنهـــــــــــای من ...

هـمـه چـیـز را یـاد گـرفـتـه ام !

 

هـمـه چـیـز را یـاد گـرفـتـه ام !

یـاد گـرفـتـه ام کـه چـگـونـه بـی صـدا بـگـریـم ..

یـاد گـرفـتـه ام کـه هـق هـق گـریـه هـایـم را بـا بـالـشـم .. بـی صـدا کـنـم ..

تـو نـگـرانـم نـشـو !!

 

 

هـمـه چـیـز را یـاد گـرفـتـه ام !

یـاد گـرفـتـه ام چـگـونـه بـا تـو بـاشـم بـی آنـکـه تـو بـاشـی !

یـاد گـرفـتـه ام .. نـفـس بـکـشـم بـدون تـو ... و بـه یـاد تـو !

یـاد گـرفـتـه ام کـه چـگـونـه نـبـودنـت را بـا رویـای بـا تـو بـودن ...

و جـای خـالـی ات را بـا خـاطـرات بـا تـو بـودن پـر کـنـم !

تـو نـگـرانـم نـشـو !!

هـمـه چـیـز را یـاد گـرفـتـه ام !

یـاد گـرفـتـه ام کـه بـی تـو بـخـنـدم ...

یـاد گـرفـتـه ام بـی تـو گـریـه کـنـم ... و بـدون شـانـه ‌هـایـت ...!

یـاد گـرفـتـه ام ... کـه دیـگـر عـاشـق نـشـوم بـه غـیـر تـو !

یـاد گـرفـتـه ام کـه دیـگـر دل بـه کـسـی نـبـنـدم ...

و مـهـمـتـر از هـمـه یـاد گـرفـتـم کـه بـا یـادت زنـده بـاشـم و زنـدگـی کـنـم !

امـا هـنـوز یـک چـیـز هـسـت ... کـه یـاد نـگـرفـتـه ام ...

کـه چـگـونـه ... ؟

بـرای هـمـیـشـه خـاطـراتـت را از صـفـحـه دلـم پـاک کـنـم ...

و نـمـی‌ خـواهـم کـه هـیـچ وقـت یـاد بـگـیـرم ...

تـو نـگـرانـم نـشـو !!

" فـرامـوش کـردنـت " را هـیـچ وقـت یـاد نـخـواهـم گـرفـت ...

 

 

بر میگردم به روزای اول ...

روزایی که خــــــیلـی سـاده ، " عـاشـقـت " بـودم ! ...

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 14:25 ] [ atiyeh ] [ ]